الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٢ - وجه ديگر براى استيناف جمله دوم
ترجمه:
وجه ديگر براى استيناف جمله دوّم
مصنّف گويد:
براى مقطوع و مستأنفه بودن جمله دوّم وجه ديگرى وجود دارد و آن اينستكه بين جمله اوّل و دوّم معناى سببيّت را لحاظ و منظور نموده باين نحو كه انتفاء جمله دوّم بخاطر انتفاء جمله اوّل باشد.
البتّه اين معنا يكى از دو وجهى است كه نصب جمله دوّم مستند بآن مىباشد و بايد اعتراف نمود كه معناى مزبور قليل و نادر است و بر اساس همين معنا بيت ذيل سروده شده است:
|
و لقد تركت صبيّة مرجومة |
لم تدر ما جزع عليك فتجزع |
يعنى: هر آينه رها نمودى دخترك هجران رسيدهاى را كه نمىداند جزع نمودن بر تو چيست تا جزع كند.
شاهد در جمله « فتجزع » است كه مسبّب است از « لم تدر» بنابراين انتفاء درايت موجب انتفاء جزع مىباشد و بعبارت ديگر معناى شعر چنين است:
اگر آن دختر جزع را مىدانست كه چيست همانا جزع مىنمود ولى بآن عارف و آگاه نبود در نتيجه جزع نيز نكرد.
و عيسى بن عمر كلمه « فيموتوا » در آيه سابق الذّكر را « فيموتون » با نون قرائت كرده بنابر اينكه عطف بر « يقضى » باشد ولى ابن خروف در قرائت رفع يعنى ثبوت نون گفته است:
جايز است جمله « فيموتون » مستأنفه بوده و معناى سببيّت بين آن و جمله ما قبلش باشد چنانچه ما در بيت اين معنا را توضيح داده و تقرير نموديم.
سپس مصنّف گويد:
الكلام الغني،شرح فارسى بر باب رابع مغنى ؛ ص٢٠٢
ّاء سبعه آيه شريفه: و لا يؤذن لهم فيعتذرون ( بايشان اذن داده نشد تا